mahtabi

I’m afraid to love you

In Uncategorized on July 30, 2008 at 10:24 am

می ترسم این روزها تموم بشن. می ترسم نفس کم بیارم برای دوست داشتنت.
می ترسم به هر دلیلی، هر بهانه احمقانه و غیر قابل تصوری، نباشی، نباشم. دستهات نباشن، نگاهت نباشه، چشم هات نباشن، صدات نباشه.
می ترسم به هر دلیلی، هر بهانه احمقانه و غیر قابل تصوری، دست هاتو ول کنی از دور بازوهام، پشتمون رو بکنیم به هم و هر کدوم راه خودمون رو بریم . از فکرش هم می ترسم.
تو اون جمله جادویی رو به من میگی. من بیشتر می ترسم. سرم رو بیشتر فرو می کنم توی بالش تا یادم بره چی گفتی.
یادم بره؟! نمی ره. صدات واضح تر توی مغزم می پیچه. سرم رو که فرو می کنم توی بالش، می ترسم که نفس
کم بیارم برای صدا کردنت.

*I’m afraid to love you- by Freddie Hart

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: